
باز عاشقت شدم
داشتم آهنگی گوش میدادمولگرد بعدازظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار میکنند،
چشمهایت ...
که شبیه موهای تو بود ...
مثل یک جعبه جواهر
که در بیابان به دست آدم دادهاند
نمیدانم باهات چکار کنم ...
میدانی؟
حتا صدای قلبم هم نمیآمد
انگار همهاش را برای نفسهات شمرده باشم
حالا تمام شده بود
...
نه اینکه ترسیده باشم، نه
فقط میخواستم بگویم چرا نصف شب پاشدم
و رفتم زیر تخت خوابیدم که خدا مرا
بی تو نبیند ...
عباس معروفی
در ستايش موهايت
می بویم گیسوانت را
تا فرشته ها حسودی کنند به عطر تو.
شانه می زنم موهایت را
تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا.
شعر می گویم برای تو
تا کلمات کیف کنند
مست شوند
بمیرند
در ستايش دستهايت
وقتي كه دل دستهايم
تنگ ميشود براي انگشتان كوچكت
آنها را ميگذارم برابر خورشيد
تا با ترکیبی از كسوف و گرما
دوريات را معنا كنم
در ستايش چشمهايت
دست خودشان نیست
وقتی از فرط معصومیت
با تابشی از جنس عشق
روحهای ولگرد بعدازظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار میکنند،
چشمهایت ...
مصطفی مستور
به ياد زيباترين چهارشنبه زندگيم
كاش ميديدم چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاري است
آه وقتي كه تو لبخند نگاهت را
ميتاباني
بال مژگان بلندت را
ميخواباني
آه وقتي كه توچشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوي اين تشنه جان سوخته ميگرداني
موج موسيقي عشق
از دلم ميگذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم ميگردد
دست ويرانگر شوق
پرپرم ميكند اي غنچه رنگين پر پر
من در آن لحظه كه چشم تو به من مينگرد
برگ خشكيده ايمان را
در پنجه باد
رقص شيطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهاني بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابديت را ميبينم
بيش از اين سوي نگاهت نتوانم نگريست
اهتزاز ابديت را ياراي تماشايم نيست
كاش ميگفتي چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاري است ...
فريدون مشيری

دلدار من
شعر مولانا
صداي بيژن بيژني(متولدبابل1332)
آهنگساز: كامبيز روشن روان(متولد تهران1328)
بيا بيا دلدار من، دلدار من
در آ در آ در کار من، کار من
تويي تويي گلزار من، گلزار من
بگو بگو اسرار من، اسرار من
بيا بيا دلدار من، دلدار من
در آ در آ در کار من، کار من
تويي تويي گلزار من، گلزار من
بگو بگو اسرار من، اسرار من
تويي تويي هم کيش من، هم کيش من
تويي تويي هم خويش من، هم خويش من
هر جا روم با من روي، با من روي
هر منزلي محرم شوي، محرم شوي، محرم شوي
روز و شبم مونس تويي، مونس تويي
دام مرا خوش آهويي، خوش آهويي
اي شمع من بس روشني، بس روشني
در خانهام چون روزني، چون روزني