تبليغاتX
«مِی» نوش که عمر جاودان خواهی یافت
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد

 

گاهی مواقع سکوت به سبب حجم زیاد حرفهایی هست که در دل آدم می باشد. این قضیه تولد من و حواشی آن، از مسائلی بود که به لطف همت و مهربانی خواهر گرامیم شکلی فراموش ناشدنی به خود گرفت. ضمن اینکه خواسته یا ناخواسته به یکی از آروزهای دیرینه من که مشارکت خواهر گرامیم در وبلاگم بود جامه عمل پوشاند. بارها گفتم که من تنها عاملی که سبب شد به وبلاگ نویسی ادامه بدهم خواهش (بخوانید امر) خواهرم بود و البته لطف بی انتهای همین چند نفر دوستانم. خلاصه کلام اینکه آبجی عزیزم! منت بر سر داداشت گذاشتی و شادی دنیا را به داداشت هدیه کردی. (با اینکه قصد استفاده از موسیقی پاپ نداشتم ولی استثنائاً این یک مورد را که بجاست دریافت کنید)

شازده خانم  با صدای ستار

 

اما دوستان گرامیم که محفل ما را صفا بخشیدند و من و خواهرم را مورد لطفشان قرار دادند. در نظرم بود که به جهت تقدیر از همه، یک پست بنویسم. یهو به فکرم رسید که دو پست بنویسم، اولین پست برای خواهرم و پست بعدی را اختصاصاً برای  دوستانم و از یکی از ماندگارترین و باشکوه ترین کارهای استاد شجریان تدوین نمایم.

پس فعلاً «پیک سحری» از آثار مهندس همایون خرم (خالق تو ای پری کجایی) اختصاصا برای آبجی گلم که جزیی از وجودم است و همیشه منت دار محبت و حرارت وجودش و گرمای دستان مهربانش می باشم. آبجی عزیزم! عاشقانه دوستت دارم.

من سر زلفت به دو عالم نفروشم

 

 

پیک سحری

شاعر: کریم فکور(1375-1304)

اولین اجرا: سال 1337 با صدای پروین (پروین زهرایی منفرد، متولد تهران 1314)

اجرای دیگر: سال 1379 با صدای دکتر محمد اصفهانی (متولد تهران 1345)

هر دو اجرا با آهنگسازی و تنظیم: مهندس همایون خرم (متولد بوشهر 1309)

و یک اجرا توسط کورس سرهنگ زاده (متولد سیرجان 1316)

دستگاه دشتی

 

يک نفس اي پيک سحري

بر سر کويش کن گذري

گو (که ز هجرش)به فغانم، به فغانم، به فغانم

 

اي که به عشقت زنده منم

گفتي از عشقت دم نزنم

من نتوانم، نتوانم، نتوانم

 

من؛ غرق گناهم، تو عذر گناهي

روز و شبم را تو که مهري تو که ماهي

 

چون باده به جوشم، در جوش و خروشم

من سر زلفت به دو عالم نفروشم

 

اي که به عشقت زنده منم

گفتي از عشقت دم نزنم

من نتوانم، نتوانم، نتوانم...

 

همه شب بر ماه و پروين نگـــــرم

مگر آيد رخسارت بر نظــــرم

چه بگويم، چه بگويم، چه بگويم زيــن راز

من همين بس، که مرا کس، نبود دمساز

 

يک نفس اي پيک سحري

بر سر کويش، کن گذري

گو به فغانم، به فغانم، به فغانم

 

اي که به عشقت زنده منم

گفتي از عشقت دم نزنم

من نتوانم، نتوانم، نتوانم

 

پیک سحری با اجرای پروین را از اینجا  دریافت کنید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آذر1385ساعت 9:52  توسط ستایش  | 

 

امروز 11 آذر تولد داداشی عزیز منه ...

من آبجی ماماکارونی هستم . امروز به مناسبت سالروز تولد داداشیم من وبشو آپ کردم . هر چند نوشته هام به پای داداشیم نمیرسه چون اون خیلی قشنگ و زیبا مینویسه و خیلی شعر و موسیقی سنتی رو دوست داره . اینو همه میدونید . من داداشیمو خیلی دوست دارم . بهش افتخار میکنم و اونو جزئی از وجود خودم میدونم . این پست تقدیم به داداشی عزیزم و امیدوارم همیشه سلامت و شاد و موفق باشه .

 

                                     

                      molavi

                                      

 

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من


چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها
ای آن پیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل تو کیوان من

مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد
در آب حیوان مرگ کو ای بحر من عمان من

ای بوی تو در آه من وی آه تو همراه من
بر بوی شاهنشاه من شد رنگ و بو حیران من

جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا
بی‌تو چرا باشد چرا ای اصل چار ارکان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من
ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من

 

مولوی

 

---------------

 

یه دسته گل و

کادوی من برای داداشی گلم

شاید تکراری باشه ، ولی خیلی خاطره هست خیلی

اینجا

 

gol

 

                                  داداش عزیزم تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1385ساعت 7:10  توسط ستایش  | 

 

 

 

 

 

 

آسمان عشق

اجرای استاد محمد رضا شجریان مهرماه 1370

دستگاه: سه گاه

اشعار از مولانا

 

چنان مستم, چنان مستم
چنان مستم من امشب
که ازچنبر, برون جستم
برون جستم من امشب
(چنان چیزی)2 که درخاطر نیاید
(چنان چیزی)2 که درخاطر نیاید
(چنانستم چنانستم من امشب)2
به جان با آسمان عشق رفتم
به صورتگر در این پستم من امشب
بشوی ای عقل دست خویش از من
که در مجنون بپیوستم من امشب
به جان با آسمان عشق رفتم
به صورتگر در این پستم من امشب
چنان مستم چنان مستم
چنان مستم من امشب
که ازچنبر برون جستم
برون جستم من امشب
(چنان چیزی)2 که درخاطر نیاید
(چنان چیزی)2 که درخاطر نیاید
(چنانستم چنانستم من امشب)2
(چو واگشت او) پی او میدویدم
(دمی از پای ننشستم من امشب)2

این تصنیف زیبا را از اینجا دانلود کنید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1385ساعت 19:8  توسط ستایش  |