در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
هشیاری و مستیش همه عین نماز است
آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز
آنچ از تو پذیرند در آن کوی نیاز است
اسرار خرابات بجز مست نداند
هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟
تا مستی رندان خرابات بدیدم
دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است
خواهی که درون حرم عشق خرامی؟
در میکده بنشین که ره کعبه دراز است
هان! تا ننهی پای درین راه ببازی
زیرا که درین راه بسی شیب و فراز است
از میکدهها نالهی دلسوز برآمد
در زمزمهی عشق ندانم که چه ساز است؟
در زلف بتان تا چه فریب است؟که پیوست
محمود پریشان سر زلف ایاز است
زان شعله که از روی بتان حسن تو افروخت
جان همه مشتاقان در سوز و گداز است
چون بر در میخانه مرا بار ندادند
رفتم به در صومعه، دیدم که فراز است
آواز ز میخانه برآمد که: عراقی
در باز تو خود را که در میکده باز است
عراقی

یا حسین آمد دوباره روز عا شورای تو
روز ایثـار و شهادت محشر کبرای تو
زنده گـشته ماجـرای ا نقـلاب کـربـلا
شیعه بر سر می زند در ماتم عظمای تو
خلق عالم در عزایت بی قراری می کند
اشک ماتم می فشاند عا شق شیدای تو
کـعبه ا حـرام تو شد سرزمین کــربلا
مشهد یاران دین شد وا دی ســینای تو
وا مصیبت ظهر عاشورا به هنگام نماز
غرق خون شد پیکـــــر وسیمای تـو
درس عزت می دهد بر جمله آزادگان
تا قیامت نهضت خونین بی همتای تو
نفی طاغوت زمان احیای احکا م خدا
تکیه بر منشور قرآن ، منطق زیبـای تو
خون تو جاری شده بر قلب احرار زمان
تا ابد ما ند حسین آئیـن پا بر جای تو
در دل تاریخ عـــا لم بر تمام نسل ها
زنده می ماند پیا م سرخ عاشورای تو
دعوتی فرما حسین از ((خا دم)) این درگهت
تا کـه بـوسد عـا شقـانـه تـربت زیبای تـو
پس از انقلاب با قدرت گرفتن گروه های موسیقی ایرانی که تا حدی تحت تاثیرات شرایط اجتماعی که تحرک و تغییرات شدیدی کرده بود، موسیقی خاصی از موسیقیدانان ایرانی متداول شد که بسیار حماسی بود. این اتفاق در گروه هایی که قبل از انقلاب مونوفونیک می نواختند هم به شدت رایج بود، حتی گروه هایی هم که از قبل از انقلاب اصطلاحاً تنظیم شده می نواختند، مانند گروه فرامرز پایور(متولد تهران 1311)، آثاری را با تنظیمی متفاوت ضبط کردند که نشان از قدرت این جو اجتماعی و تأثیر آن بر موسیقیدانان ایران دارد. "از خون جوانان وطن" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگ از عارف قزوینی، از آن جمله بود.
با این حال زیبایی این قطعات همراه با احساسات پرشور انقلابی، هنوز این آهنگها را جذاب و سرزنده نگه داشت.
حركت هاي انقلابي هنرمندان جوان موسیقی ایرانی تقريبا از سال هاي آغازين دهه 50 شکل گرفت؛ از دل نهادي به نام مرکز حفظ و اشاعه موسيقي ایرانی و در ذهن و مضراب و حنجره شاگردان نورعلي خان برومند(متوفی به سال 1355) و عبدالله دوامي(متوفی به سال 1359) .
حسين عليزاده(متولد تهران1330) در سال 56 قطعه «حصار» را در يادبود زندانيان سياسي در چهارگاه ساخت. تصنيف زيباي «برادر بي قراره» با مطلع «شب است و چهره ميهن سياهه / نشستن در سياهيها گناهه» هم از موسيقي هاي انقلابي است كه توسط محمدرضا لطفي(متولد گرگان 1325) در توصيف آن روزها ساخته شد. پرويز مشکاتيان(متولد نیشابور 1334) هم «رزم مشترک» را با مطلع «همراه شو عزيز تنها نمان به درد/ کاين درد مشترک / هرگز جدا جدا درمان نمي شود» ساخت.
محمدرضا شجريان نيز که از شاگردان مکتب برومند بود، با گروه هاي انقلابي آن روز هم نوا شد .
خيلي از موسيقي دانان زبده آن روزگار گردهم آمدند و قطعات و ترانه هايي را تصنيف کردند تا دوشادوش مردم به پا خاسته باشند. همين روزها بود که هنرمندان موسیقی ایرانی، تصميم گرفتند کانوني به نام «چاووش» تشكيل دهند.
کانون چاووش را بزرگان امروز موسیقی ایرانی و ادبيات ما و جوانان مصمم آن روزگار بنا كردند و طي اين رخداد بزرگ هنري، ده ها اثر باشکوه در قالب ۱۲ حلقه نوار به علاقمندان موسيقي عرضه شد که در هريک از اين قطعات نقطه عطف بزرگي در موسيقي امروز ما به شمار مي آيد. خوانندگاني چون شهرام ناظري(متولد کرمانشاه 1328)، صديق تعريف(متولد سنندج 1334)، بيژن کامکار (متولد سنندج 1335) با حضور هنرمندانه در چاووش بيشتر شناخته شدند و با خلق آثاري زيبا و دلنشين گام هاي نخست هنري خود را برداشتند.
آلبوم اول اين گروه با نام «به ياد عارف» در تابستان 1357 منتشر شد. اين آلبوم تركيبي از موسيقي محمدرضا لطفي، صداي محمدرضا شجريان و اشعار هوشنگ ابتهاج(متولد رشت 1305) بود كه محتواي موسيقايياش درباره عارف قزويني موسيقي دان و تصنيف ساز مشهور دوره قاجار است. «چاووش2» بيدرنگ پس از پيروزي انقلاب اسلامي و «چاووش3» ابتداي جنگ وارد بازار شد. چاووش 2 و 3 سرودهايي است انقلابي كه احساسات اجتماعي ناشي از انقلاب و روحيه سياسي مردم در آن دوره را به خوبي بازتاب ميدهد. اما چاووش شماره يك به طور غيرمستقيم و البته بسيار ريشهايتر، متناسب با افكار انقلابي مردم است.
متأسفانه چاووش سرنوشت خوبی نداشت و به لحاظ برخی سیاستهای آن روزگار توسط عوامل نظامی در سال 1362 توقیف شد. تعبیر پرویز مشکاتیان بعد از اینکه چاووش پلمب شد تعبیر جالبی بود که می گوید: حال ما، حال طفل بهت زده و سیلی خورده ای بود که گناه خود را نمی دانست.
این شیوه تنظیم موسیقی و حتی بسیاری از این آثار، پس از چند سال و با فروکش کردن فضای هیجان انگیز اوایل انقلاب رو به فراموشی گذاشت! همچنین جلوگیری از انتشار بعضی از این قطعات موجب شد تقریبا" نسل جدید هنرجویان موسیقی این آثار را که بسیار کمیاب بود، فراموش کنند.
در صورتی که اینگونه ارکستراسیون در موسیقی ما مورد توجه قرار گرفته بود، آهنگسازان این سبک خود خواسته، به فراموشی این آثار کمک کردند! شاید دلیل این موضوع احساس گناه برای شعارهای نهفته در اشعار این قطعات بود! به هر حال موسیقی درجه اول سنتی ما دیگر هیچگاه با جو سیاسی آشتی نکرد.
مثله کردن ستايش سرزمين مادری؛ بخشی از نامه استاد شجريان به علی لاريجانی:
سالها پيش، به هنگام جنگ عراق عليه ايران، در دفاع از سرزمين مادري تصنيفي به نام "ميهن ای ميهن" اجراکردم، اين تصنيف ستايش سرزمين مادری و مهرورزی بدان بود. بگذريم که آن تصنيف، سالها اجازه پخش نداشت. اما اکنون هم که اجازه پخش يافته است بخشي از آن حذف شده است. از شما مي پرسم آيا عشق به سرزمين وميهن گناه نابخشودني است که بايد حذف شود؟ اگر شما تصنيفي را نمي پسنديد، چرا آن را پخش مي کنيد و چرا آن را مطابق سليقه خودتان مثله مي کنيد؟ - بهمن 1375
میهن ای میهن
آهنگساز: محمد جلیل عندلیبی
شاعر: ابوالقاسم لاهوتی
دستگاه: دشتی
اجرای محمد رضا شجریان در سال 1360(چاووش6) با همراهی سنتور پرویز مشکاتیان
تنيده ياد تو در تار و پودم ميهن ای ميهن
بود لبريز از عشقت وجودم ميهن ای ميهن
تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی
فدای نام تو بود و نبودم ميهن ای ميهن
فزونتر گرمی مهرت اثر می کرد، چون ديده
به حال پر عذابت می گشودم ميهن ای ميهن
به هر مجلس به هر زندان به هر شادی به هر ماتم
به هر حالت که بودم با تو بودم ميهن ای ميهن
اگر مستم اگر هشيار اگر خوابم اگر بيدار
به سوی تو بود روی سجودم ميهن ای ميهن
به دشت دل گياهی جز گل رويت نمی رويد
من اين زيبا زمين را آزمودم ميهن ای ميهن
میهن ای میهن با صدای محمد رضا شجریان(تصنیف کامل)
«رزم مشترک» با صدای محمد رضا شجریان
«برادر بیقراره» با صدای محمد رضا شجریان
«آن زمان» با صدای شهرام ناظری