تبليغاتX
«مِی» نوش که عمر جاودان خواهی یافت
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد

ناناز عزیزم! ابراز احساساتم به دیگر عزیزانم هیچگاه نافی جایگاه رفیع و دست نیافتنی تو در نزدم نمی شود. تو همدم تنهاییهایم بودی و هستی و همواره دعاهایت را گرمی بخش لحظاتم می دانم و وجودت را با تمام وجودم حس می کنم. تویی که هماره همدم و همراه عزیز دلم نیز بوده ای. خیلی دوستت دارم. تو تا ابد عزیز دردانه من خواهی بود.

 

خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم

 

همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم

از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم

دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم

با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم

 

از سایه های ملتهب همیشه می گریختم

با رفتن تو هرنفس بغض دوباره می شوم

ناجی شام شوکران با دل عاشقم بمان

به حرمت حضور تو چون تو یگانه می شوم

 

خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت

خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم ,با تو ستاره می شوم

 

با تو ستاره می شوم، صدای محمد اصفهانی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 20:6  توسط ستایش  | 

 

به یکی از عزیزترین عزیزانم که ناخوشیش اینروزها فکر و ذکر شب و روزم شده:

 

خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی

نداری غیر از این عیبی که می دانی که زیبایی

منم ابر و تویی گلبن، که می خندی چو می گریم

تویی مهر و منم اختر، که می میرم چو می آیی

مراد ما نجویی ور نه رندان هوس جو را

بهار شادی انگیزی حریف باده پیمایی

مه روشن میان اختران پنهان نمی ماند

میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدایی

 

 

پریشان

مرا که با تو شادم پریشان مکن

بیا و سیل اشکم به دامن مکن

بیا بیا به خاطر عشقم

دل مرا یک دم ز غم جدا کن

ز غم جدا کن

من عاشقم به پای این پیمان

اگر ندادم جان مرا رها کن

مرا رها کن

رمیده جان و دل شکسته

منم به پای تو نشسته

منم به ماتم جدایی

نشسته نا امید و خسته

شکسته ای دل مرا

به من بگو چرا؟ چرا؟

به سنگ غم ها

ز این فقس کجا گریزم؟

که همچو مرغی شکسته بالم

نمی دانم زغم چه گویم اگر

بپرسد کسی زحالم

فلک به سنگ کینه ها

شکسته قامت مرا

مگر چه کرده ام خدایا؟

شکسته سر شکسته پا

ز عشق و زندگی جدا

کنون کجا روم خدایا؟

بیا بیا به خاطر عشقم

دل مرا یک دم ز غم جدا کن

ز غم جدا کن.

من عاشقم به پای این پیمان

اگر ندادم جان مرا رها کن.

 

دانلود پریشان، صدای سیمین غانم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 19:33  توسط ستایش  | 

 

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
زهر هجری چشیده‌ام که مپرس

گشته‌ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده‌ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش
می‌رود آب دیده‌ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده‌ام که مپرس

سوی من لب چه می‌گزی که مگوی
لب لعلی گزیده‌ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده‌ام که مپرس
حافظ

 

 

عزیز سفرکرده ام! آرزو داشتم فردا را پیشت می بودم ولی انگار باز هم قسمت نبود. لعنت به همه چهارشنبه ها.

 

ای دیر به دست آمده بس زود برفتی

آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی

چون دوستی سنگدلان زود برفتی

زان پیش که در باغ وصال تو دل من

از داغ فراق تو برآسود برفتی

ناگشته من از بند تو آزاد بجستی

ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی

هر روز بیفزود همی لطف تو با من

چون در دل من عشق بیفزود برفتی

عبدالواسع جبلی

 

 

رفتــی و رفتــن تو آتـش نهـاد بــر دل

از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

 

روز وصل دوستداران یاد باد                          یاد باد آن روزگاران یاد باد

این زمان در کس وفاداری نماند                    زان وفاداران و یاران یاد باد

کامم ازتلخی غم چون زهرگشت                 بانگ نوش شادخواران یاد باد

من که در تدبیر غم بیچاره ام                       چاره ي آن غمگساران یاد باد

گرچه یاران فارغند از یاد من                        از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این دام بلا                          گوشش آن حق گذاران یاد باد

گرچه صدرود است ازچشمم روان                 زنده رود باغ کاران یاد باد

رازحافظ بعد ازین ناگفته ماند                       ای دریغ از رازداران یاد باد

 

یاد باد (آلبوم بیداد)، شعر حافظ، صدای محمدرضا شجریان1364

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 19:24  توسط ستایش  | 

گريدبه حالم کوه ودر ودشت ازاين جدايی

می نالد از غم اين دل دمادم فردا کجايي

ســــــــــــــــــــــــــــفر بخير مسافـــر من

گريه نکن به خاطــــــــــــــر مــــــــــــــــن

****

باران می بارد امشب دلــــم غم دارد امشب

آرام جان خســــــــته ره می سپارد امشب

در نگاهت مانده چشمم

شايد از فکر سفر بر گردی امشــــــــــب

از تو دارم يادگاری

ســردی اين بوسه را پيوسته بر لب

قطره قطره اشک چشـــــــــــــــــمم

می چکد با نم نم باران به دامن

بسته ای بار ســـــــــفر را

با تو ای عاشقترين بـــــــد کرده ام مــــــــــن

رنگ چشمت رنگ دريا

ســــــــــــــينه ی من دشت غم ها

يادم آيد زير باران با تو بودم با تو تنها

زير باران با تو بودم ؛زير باران با تو تنها

اين کلام آخرينت برده ميل زندگی را از سر من

گفته ای شاید بيايي از ســـــفر اما نمی شه باور من

رفتنت را کرده باور

الــــــــــــتماســـــــــم را ببين در اين نگاهـــــــــم

زير باران گريه کردم بلکه بــــاران شويد از جانم گــــــــناهم

 

باران، صدای امید، کنسرت اسرائیل2004

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 16:55  توسط ستایش  | 

انسان باش، پاکدل و یکدل، زیرا که گرسنه بودن، حتی صدقه گرفتن و در فقر مردن هزاران بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است.

چارلی چاپلین

 

 

به كجا چنين شتابان؟

گون از نسيم پرسيد

دل من گرفته زينجا

هوس سفر نداري

ز غبار اين بيابان؟

همه آرزويم اما

چه كنم كه بسته پايم

به كجا چنين شتابان؟

به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم

سفرت به خير!‌ اما تو دوستي خدا را

چو ازين كوير وحشت به سلامتي گذشتي

به شكوفه ها به باران

برسان سلام ما را

 

شفيعی کدکنی

 

 

این آهنگ را به یکی از دوست داشتنی ترین و محترم ترین عزیزانم تقدیم می کنم که مخاطب نجواهای شبهای دلتنگیم می باشد:

 

 

 

چشم نرگس

صدای محمدرضا شجریان

 

خواهم که بر زلفت، زلفت، زلفت
هر دم زنم شانه، هر دم زنم شانه
ترسم پريشان کند بسي
حال هر کسي
چشم نرگست
مستانه مستانه، مستانه مستانه
خواهم بر ابرويت، رويت، رويت
هر دم کشم وسمه، هر دم کشم وسمه
ترسم که مجنون کند بسي
مثل من کسي
چشم نرگست
ديوانه ديوانه، ديوانه ديوانه
يک شب بيا منزل ما
حل کن دو صد مشکل ما
اي دلبر خوشگل ما
دردت به جان ما شد، روح و روان ما شد
خواهم که بر چشمت، چشمت، چشمت
هر دم کشم سرمه، هر دم کشم سرمه
ترسم پريشان کند بسي
حال هر کسي
چشم نرگست
مستانه مستانه، مستانه مستانه
خواهم بر رويت، رويت، رويت
هر دم زنم بوسه، هر دم زنم بوسه
ترسم که نالان کند بسي
مثل من کسي
چشم نرگست
جانانه جانانه، جانانه جانانه

 

نرگس مست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 18:44  توسط ستایش  | 

 

شاپرک ها هم فهميده اند شمع شده ام
به دورم می رقصند
بر گوش هايم نجوا سر می دهند
با هم می سوزيم ...

آری آری ...
می دانم ...

با هم مي سوزيم ...


از خدا خواسته،  صدای مهستی

 

از راست به چپ: مهستی، فرید زولاند، هایده، ستار، گلی یحیوی، مرتضی (لوس آنجلس، 1362)

 

 

شد خزان

شاعر: رهي معيري(1347-1288)

آهنگساز: جواد بديع‌زاده(1358-1281)

دستگاه: همايون

اجراي اول: جواد بديع‌زاده در سال 1313 در بمبئي به مدت 8دقيقه و 10ثانيه

اجراي دوم: الهه(بهار غلامحسيني، متولد تهران1315) با اركستر فارابي به رهبري مرتضي حنانه(1368-1301)

اجراي سوم: هوشمند عقيلي(متولد اصفهان1316) خواننده ايراني مقيم امريكا

اجراي چهارم: علي رستميان

 

شد خزان گلشن آشنايي

بازم آتش به جان زد جدايي

عمر من اي گل طي شد بهر تو

وز تو نديدم جز بدعهدي و بي‌وفايي

با تو وفا كردم تا به تنم جان بود

عشق و وفاداري با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفايي

نوگل گلشن جور و جفايي

از دل سنگت آه

دلم از غم خونين است

روش بختم اين است

از جام غم مستم

دشمن مي پرستم

تا هستم

تو و مست از مي بچمن    چون گل خندان       از مستي بر گريه من

با دگران در گلشن نوشي مي     من ز فراغت ناله كنم تا كي

تو و چون مي لاله كشيدنها            من و چون گل جامه دريدن‌ها

ز رقيبان خواري ديدن‌ها

دلم از غم خون كردي            چه بگويم كردي

دردم افزون كردي

برو اي مهر و وفا عاري                برو اي عاري ز وفاداري

كه شكستي چون زلفت عهد مرا

دريغ و درد از عمرم         كه در وفايت شد طي

ستم به ياران تا چند          جفا به عاشق تا كي

نمي‌كني اي گل يكدم يادم      كه همچو اشك از چشمت افتادم

تا كي بي‌تو بود               از غم خون دل من

آه از دل تو

گرچه ز محنت خوارم كردي      با غم و حسرت يارم كردي

مهر تو دارم باز

بكن اي گل با من هر چه تواني ناز

هر چه تواني ناز

كز عشقت مي‌سوزم باز  

 

شد خزان صدای جواد بدیع زاده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 18:26  توسط ستایش  |