تبليغاتX
«مِی» نوش که عمر جاودان خواهی یافت
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد

چه امیدها که بر تار مویی بسته بودم

چه سوداها که در سر نمی‌پروراندم

چه حسرت‌ها که به چشم می‌دیدم

و چه آرزوها که در ذهن نمی خواندم

 

افسوس که بر باد شد و رفت

افسوس که با نگاهی بر باد رفت

افسوس که با کلامی رشته رویا ها پاره شد

افسوس که دست ستمگر باد ریشه‌هایم را از خاک بر آورد

افسوس که جور زمانه گرد بر چهره‌ام نگاشت

افسوس ...

 

چه نواها که با امید خواندم

چه سوزها که با باد گفتم

چه اشک‌ها که با ابر قسمت کردم

افسوس ...

افسوس که سرابی بیش نبود

دریای بی منتهای وصال

 

افسوس که نوایم در گلویم خاموش شد

افسوس که باد سوز دل مرا ننشنید

افسوس که ابر بغضش را نشکست

 

چه عبث پیمودم

چه خیالی .... چه خیالی ،

دل من در رویاست

زندگی در جنگ است !!

 

من از جفای روزگار نهراسیدم

مرا از جور زمانه باکی نیست

دروود بر سختی‌ها

دروود بر زندگی

دروود بر باد

دروود بر ابر

دروود بر امید

دروود بر بلندای جفای روزگار

 

 

 

تیتراژ سریال «پس از باران»، صدای فریدون پوررضا

دانلود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 10:17  توسط ستایش  | 

 

از برم آن سرو بالا می‌رود

صبرم از دل می‌رود تا می‌رود

می‌رود کز ما جدا گردد ولی

جان و دل با اوست هر جا می‌رود

 

 

 

کاروان

گلهای رنگارنگ شماره 451

صدای الهه

غزل سعدی

 

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می‌رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او بر استخوانم میرود


محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

 

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

دانلود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 20:11  توسط ستایش  | 

بـــه یـــادت داغ بـــر دل مینشـــانـم
ز دیـده خـون بـه دامــن میفشــانــم

چـو نـی گـر سـوزم از سـوز جـدایـی
نیستــان را بــه آتــش میکشـــانـــم

بــه یـــادت ای چـــراغ روشـــن مـــن
 
ز داغ دل بســـــوزد دامــــــن مــــــن

ز بس در دل گـل یـادت شکـوفـاسـت
گــرفتــه بــوی گـــل پیـــراهـــن مـــن

همه شب خـواب دیـدم خـواب دیـدار
دلــی دارم دلــی بـــی تـــاب دیـــدار

تو خورشیدی و من شبنم چه سازم
نـــه تــــاب دوری نـــه تــــاب دیــــدار

ســری داریــم و ســـودای غـــم تـــو
پــــری داریـــم و پــــروای غــــم تــــو

غمـت از هـرچـه شــادی دلگشــاتــر
 
دلـــی داریـــم و دریــــای غــــم تــــو

 

«به یادت» صدای محمد اصفهانی

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 19:38  توسط ستایش  | 

 

آتش دل

آهنگساز: مرتضي ني‌داوود(لس‌آنجلس1369-تهران1279)

شاعر: حسين پژمان بختياري(1353-1279)

دستگاه: شور(مايه دشتي)

اجراي اول: سال 1315 توسط قمرالملوك وزيري(تهران1338-تاكستان1284) با همراهي تار مرتضي‌خان ني‌داوود در گراندهتل تهران

اجراي دوم: سال 1369 توسط صديق تعريف(متولد سنندج1334)

اجراي سوم: سال 1381 توسط همايون شجريان(متولد تهران1354) با تنظيم محمدرضا درويشي


آتـــشـــــی در سـیـــنــــــه دارم جـــــاودانـــی
عـمـــر مــن مـرگیـســت نـامــش زنــدگــانـــی

رحمتــی کــن کــز غـمــت جـــان مـی‌سپـــارم
بـیـــش از ایـن مـن طـاقــــت هــجـــران نــدارم

کـی نهـی بـر سـرم پـای ای پــری از وفــاداری
شد تمام اشک من بس در غمت کرده‌ام زاری

نــوگـلـــــی زیـبـــــا بـــود حـســـن و جــوانـــی
عطــر آن گــل رحـمـــت اســت و مهــربــانـــی

نــا پـسـنـــدیــــــده بــــود دل شـکــســتــــــن
رشـتــــــه‌ی الـفــــت و یـــاری گـســســتـــــن

کــی کـنـــی ای پــری تـــرک سـتـمــگــــــری؟
می‌فکنـــی نظـری آخــر به چشــم ژالــه بــارم

گـــر چـــه نـــــاز دلــبـــــــــران دل تـــــازه دارد
نـــــــاز هـــــم بـــــر دل مـــــن انـــــــدازه دارد

حـیــــفُ گــر تـرحمــی نمی‌کنـی بر حــال زارم
جـز دمـی کـه بگـذرد کـه بگـذرد از چــاره کارم

دانمـــت که بر سـرم گـذر کنـی به‌رحمــت امـا
آن زمان کـه بر کشــد گیاه غـم سـر از مــزارم

دانلود آتش دل:

قمرالملوک وزیری

همایون شجریان

 

يک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
چو التماس برآمد هلاک باکی نيست
کجاست تير بلا گو بيا که من سپرم
ببند يک نفس ای آسمان دريچه صبح
بر آفتاب که امشب خوشست با قمرم
ميان ما بجز اين پيرهن نخواهد بود
و گر حجاب شود تا به دامنش بدرم
مگوی سعدی از اين درد جان نخواهد برد
بگو کجا برم آن جان که از غمت ببرم

 

 

دل مجنون

شعر مولانا

دستگاه افشاری

 

در دل و جان خانه کردی عاقبت

هردو را ویرانه کردی عاقبت

آمدی کاتش در این عالم زنی

وا نگشتی تا نکردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده

قصد این ویرانه کردی عاقبت

ای دل مجنون و از مجنون بتر

مردی مردانه کردی عاقبت

عشق را بی خویش بردی در حرم

عقل را بیگانه کردی عاقبت

شمع عالم بود عقل چاره گر

شمع را پروانه کردی عاقبت

من تو را مشغول می کردم دلا

یاد آن افسانه کردی عاقبت

در دل و جان خانه کردی عاقبت

هر دو را ویرانه کردی عاقبت

 

دانلود:

1. دل مجنون صدای محمدرضا شجریان اجرای گروه عارف، با تنظیم پرویز مشکاتیان سال 1368 یا 1369

2. دل مجنون صدای محمدرضا شجریان اجرای دانشگاه هاروارد امریکا، تابستان 1369

3. دل مجنون صدای شکیلا اجرای 1385

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386ساعت 17:26  توسط ستایش  | 

 

"اریکامی، پرنده دریایی است. سمبل بین‌المللی صلح "

گفتی "پرنده دریایی؟" گفتم: «ساداکو». ساداکو، همان دختر بچه چشم بادامی، آسیایی، دختر معصومی از مجروحان حادثه بمباران اتمی شهر هیروشیما که می‏خواست هزار مرغ دریایی بسازه! آره هزار تا مرغ دریایی.

ساداكو نام يك دختر ژاپنى بود كه در سال ۱۹۴۳ به دنيا آمد. وقتى كه بمب اتم در هيروشيما افتاد ساداكو ۲ سال داشت. درآن زمان ساداكو، در نزديكى هيروشيما نبود اما اثرات بمب اتم در تمام كشور و شهرها پخش شده و او تحت تأثير اين امواج قرار گرفته بود.

هنگامى كه او ۱۱ سال داشت و براى يك مسابقه بزرگ درحال تمرين بود احساس سرگيجه كرد و به زمين افتاد و اين نخستين بارى بود كه او اين بيمارى را احساس كرد، او روزبه روز ضعيف‌تر مى‌شد و هنگام راه‌رفتن مى‌لنگيد.

یه پسر کوچولو بهش گفته بود: "ساداکو اگر هزار تا مرغ دریایی درست کنی! زنده می‏مونی. حالت خوب می‏شه! من مطمئن هستم، ساداکو!" ساختن پرنده کار راحتی نبود ولی ساداکو مصمم بود تا جاییکه کارکنان بیمارستان و بازدیدکننده‌ها‌ عکسهای رادیوگرافی، مجله‌ها‌ و دیگر کاغذهای باطله را برایش می‏آورند. اون قدری امیدوار می‏شه که شروع می‏کنه به آموزش دادن به بچه‌ها‌ی مثل خودش یک روز پسرکی که مانند اوست می‏گوید: «ساداکو، من می‏دانم می‏میرم و خدا به من کمکی نخواهد کرد! بی فایده‌س و صبح روز بعد پسرک می‏میرد!! روزای اول ساداکو با انرژی و حرارت اریکامی‌های کاغذی را می‌ساخت. انرژی ساداکو داشت تحلیل می‌رفت اما یه روز و پس از شیمی‌درمانی حالش خیلی بد شد. دکترها با سرعت بالای سرش می‌اومدند و چیزایی می‌گفتند. ساداکو با زحمت یه کاغذ را برداشت و فقط توانست آنرا تا بزند. ساداکو بعد از این حرکت از حال میره ...

دخترک ژاپنی آروم، آروم؛ تو تابوت خوابیده با یه عالمه گل، یه عروسک کوچولوی چوبی و همون کیمونوی معروف ژاپنی. ساداکوی بی گناه «دیگه نمی‏تونه شکوفه‌ها‌ی گیلاس رو ببینه!» ساداکو 644 پرنده کاغذی ساخت، دوستان و همکلاسیهای ساداکو بقیه مرغهای دریایی او را می‏سازند و پولهایشان را جمع می‏کنند تا به یادش بنای یادبودی بسازند. دولت ژاپن از این تصمیم آگاه می‏شود و پارکی را درهیروشیما به نام "پارک صلح" قرار می‏دهد.

مرغ دریایی بزرگی ساخته می‏شود و دوستان ساداکو ساساکی(1955-1943) بر روی آن بنا اینگونه می‏نویسند:

«اینجا خانه ماست! این فریاد ماست! صلح در دنیا»

 

 

 

در کوچه‌سار شب

شاعر: هوشنگ ابتهاج

صدای استاد محمدرضا شجریان

برنامه گلها، برگ سبز شماره 216، اولین اجرای شجریان در رادیو با نام مستعار سیاوش بیدکانی، تاریخ ضبط: پاییز1345، پخش شده از رادیو ایران در شامگاه جمعه 17آذر 1345

 

در اين سراي بي‌كسي، كسي به در نمي‌زند

به دشت پر ملال ما، پرنده پر نمي‌زند

يكي ز شب‌گرفتگان، چراغ برنمي‌كند

كسي به كوچه‌سار شب، در سحر نمي‌زند

نشسته‌ام در انتظار اين غبار بي‌سوار

دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي‌زند

گذرگهيست پر ستم، كه اندرو به غير غم

يكي صلاي آشنا به رهگذر نمي‌زند

چه چشم پاسخ است از اين دريچه‌هاي بسته‌ات

برو كه هيچ كس ندا به گوش كر نمي‌زند

نه سايه دارم و نه بر، بيفكنندم‌ام سزاست

وگرنه بر درخت تر، كسي تبر نمي‌زند

 

 

دانلود

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 17:15  توسط ستایش  | 

این پست تقدیم به نازناز عزیزم که بی‌نیاز از هر توصیفی است:

 

نام آلبوم:  یاد ایام

دستگاه: شور

اجرا:  تابستان 71 آمریکا

خواننده: محمدرضا شجریان

 

 

دانلود آهنگ بی‌کلام پیش درآمد شور

 

 

سلسله موی دوست

شعر سعدی

 

سلسله موي دوست حلقه دام بلاست

هر كه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست

دلشده پاي بند گردن جان در كمند

زهره گفتار نه كاين چه سبب وآن چراست

گر بزنندم به تيغ در نظرش بي‌دريغ

ديدن او يك نظر صد چو منش خونبهاست

گر برود جان ما در طلب وصل دوست

حيف نباشد كه دوست، دوستر از جان ماست

 گر بنوازي به لطف ور بگدازي به قهر

حكم تو بر من روان زجر تو بر من رواست

دانلود

 

یاد ایام

شعر رهی معیری

 

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب میسوختم پروانه‌وار

پای آن سرو روان، اشک روانی داشتم

آتش اندرجان ولی از شکوه لب خاموش بود

عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

درد بی‌عشقی زجانم برده طاقت، ورنه من

داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی

چون غبار از شکر، سر بر آستانی داشتم

بلبل  طبعم کنون باشد زتنهایی خموش

نغمه‌ها بودی مرا، تا همزبانی داشتم

دانلود

 

خم زلف

اشعار باباطاهر و فائز دشتستانی

 

به قربون خم زلف سیاهت

فدای عارض مانند ماهت

ببردی دین فائز را به غارت

تو ماهی، خیل مژگانها سپاهت

 

خودم اینجا دلم در پیش دلبر

خدایا این سفر کی می‌رسد سر

خدایا کن سفر آسون به فائز

که بیند بار دیگر روی دلبر

 

تو دوری از برم، دل در برم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

به جان دلبرم از هر دو عالم

تمنای دگر جز دلبرم نیست

دانلود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 15:46  توسط ستایش  | 


شب شده چشمم تو را دائم تمنا مي‌کند
دل اسير درد تنهاييست حاشا مي‌کند
نازنين، آرام جان! اين غصه‌ها از بهر چيست؟
يا زبهر چيست دل امروز و فردا مي‌کند
پشت پلکت مي‌نشينم پلک بر هم ميزني
عاقبت عشق است ما را زود رسوا مي‌کند
اين غم دوريت جانم را به لب آورده است
دل اسير درد تنهاييست حاشا ميکند
زینب امیری

 

بگذار دنيا
در هوس‌های تند نفرت و کام
بميرد
من با نفس‌های تو
بيدار می‌شوم ...
از صدف درآمدی ديروز
و حالا بر کف دست من
پرواز را دل دل می‌کنی!
گفتم؟
پيش از تو
هيچ مرواريدی پروانه نشد ...
عباس معروفی

«یا مولاا» اجرای 1379، صدای بیژن بیژنی (متولد بابل1332) بر اساس ملودی محلی شیرازی

 

 

این ترانه تقدیم به عزیزترین عزیزم که کمی این روزها ناخوشه. تقدیم به وجود لطیفش و دل مهربانش:

 

بوسه‌های باران

شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی

اجرای مشترک همایون و محمدرضا شجریان

 

ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

آئینه‌ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران

بازآ که در هوایت خاموشی جنونم

فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی‌شماران

گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم

بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان سر خیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

این نغمه‌ی محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقیست آواز باد و باران

 

دانلود:

بوسه های باران اجرای لس آنجلس(1382)

سمن بویان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 18:4  توسط ستایش  |