تبليغاتX
«مِی» نوش که عمر جاودان خواهی یافت
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد

تقديم به تمام وجودم به مناسبت روز ولنتين:

 

...
او بود و عشق بود و صفا بود و آرزو
لبخند شوق بود و تمناي بوسه بود
بي تاب و بي قرار، نگاه گريز پا
هر لحظه سوي لعل لبش بال مي گشود
...
دستم به گرد گردن آن ماه حلقه شد
آميخت آه من به نفس هاي گرم او!

دل ها تپيد و راه نظر بست اشك شوق
بر جان بي شكيب شرار تب اوفتاد
آغوش تنگ تر شد و بازو فشرده تر
لرزيد سينه اي و لبي بر لب اوفتاد!

فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 2:18  توسط ستایش  | 

شب تا سحر چون بشکفد.. نام تو بر لبهای من
دل را چراغانی کند ..روشن شود شبهای من
از دوریت در آتشم.. گرآهی از دل میکشم
آتش بگیرد جان شب.. با ذکر یارب‌های من
گفتم نگارا تا به کی.. امروز و فردا می‌کنی
از عهد خود سر می کشی.. خون بر دل ما میکنی
گفتا چو ناز افزون کنم.. باید نیاز از گل کنم
رو می کند شادی اگر.. با غم مدارا میکنی
شادا نسیم صبحدم.. شادا که جان آورده‌ای
از آن قرار جان من.. گویا نشان آورده‌ای
این خسته جان را می‌رسد.. بوی گل از پیغام تو
کین مژده‌های نو به نو.. زان دل ستان آورده‌ای
شب تا سحر چون بشکفد.. نام تو بر لب‌های من
دل را چراغانی کند.. روشن شود شبهای من

 

پیرمرد صبحگاه از خانه خارج شد. در راه با اتومبیلی تصادف کرد و به شدت آسیب دید. عابران به سرعت او را به نزدیکترین بیمارستان رساندند.
پرستارها زخم های پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: “باید از بدنت عکسبرداری کنیم تا جائی از بدنت آسیب ندیده باشه”
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد، نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.
گفت خواهرم در آسایشگاه سالمندان است. هر روزصبح به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او دچار آلزايمر است. مطلقاً چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، پس چرا هر صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، ولی آرام گفت:اما من که می دانم او چه کسی است…!

 

 


" دودعود "
ارکستر سنفونیک تهران
آواز : محمدرضا شجریان
اجراي 1368

شعر مولوي

ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می
شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می
دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما


 

دانلود:

1 – قطعه بدون کلام - 13:02
2 - آواز - 16:41
3 – قطعه بدون کلام - 03:13
4 – آواز - 16:55
5 – تصنيف دود عود - 07:43

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 20:4  توسط ستایش  |