تبليغاتX
«مِی» نوش که عمر جاودان خواهی یافت
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد

چشم وفا و مرحمت بر همه باز مي‌كني

چونكه به بخت ما رسد اين همه ناز مي‌كني

اي كه نيازموده‌اي صورت حال بي‌دلان

عشق، حقيقت‌است اگر حمل مجاز می‌كني

پيش نماز بگذرد سرو روان و گويدم

قبله‌ی اهل دل منم سهو نماز مي‌كنی

دي به اميد گفتمش داعي دولت توام

گفت دعا بخود بكن گر به نياز مي‌كني

گفتم اگرلبت گَزَم مي‌خورم و شكرمَزَم

گفت خوري اگر پَزَم قصه دراز مي‌كني

سعديِ خويش خوانيم پس به جفا برانيم

سفره اگر نمی‌نَهي در به چه باز مي‌كني

 

دانلود

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 22:2  توسط ستایش  | 

چقدر امشب جات خاليه بابايي. امروز نبودنتو با تمام وجود حس کردیم ما دوتا

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمی‌فهمه
چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی‌ها
خیلی دلم گرفته از خیلی‌ها
نمونده از جونی‌هام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جونی

تنهای بی‌سنگ صبور
خونه‌ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی راه چاره نیست
اگر هیچ کس نیومد
سری به تنهایی‌ات نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش

دانلود

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 20:32  توسط ستایش  | 

 

سپیده

آهنگساز: محمد رضا لطفی

شاعر: هوشنگ ابتهاج(هـ.ا. سایه)

دستگاه: ماهور

گروه شیدا(چاوش 6) به مدت 4دقیقه و 32ثانیه

اجرای استاد محمد رضا شجریان در کنسرت دانشگاه ملی(شهید بهشتی) آذرماه 1358

 

ایران ای سرای امید

بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون

خورشیدی خجسته رسید

اگر چه دلها پر خون است

شکوه شادی افزون است

سپیده ما گلگلون است وای گلگون است

که دست دشمن در خون است

ای ایران غمت سررساد

جاویدان شکوه تو باد

راه ما راه خلق راه بهروزیست

اتحاد اتحاد رمز پیروزیست

صلح و آزادی جاودانه بر همه جهان خوش باد

یادگار خون عاشقان ای بهار

ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

 

دانلود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 11:21  توسط ستایش  | 

تقديم به عزيزترينم که اين روزها سخت بيمار است:

 

حرمت بي حريم

تو عاشقم بودي ...

تو عاشقم بودي و من تنها دوستت داشتم

من چون عاشقم بودي دوستت داشتم

تنها بهانه ي دوست داشتنم همين بود و بس ...

امشب قلم چه خودخواه – زشت - روي كاغذ مي رقصد

تو حريمي و من حرمت

تو حريم و حصار بين دوست داشتنم و عاشق گشتنم هستي

بگذار

بگذار تا بشكنمت ، بگذار اين حريم زشت را بشكنم تا عاشق گردم

بگذار تا بشكنمت ...

و من حرمتم

من حرمتِ عشقِ بي همتايتم

نگذار تا بشكنم

من را نشكن

من، اين حرمت عشقت، اين باكره ي بي رقيب را ...

نگذار تا دريده شود

نگذار تا خرد و خميده شوم

آري؛ امشب قلم چه خودخواه روي كاغذ مي رقصد

خودخواه همچون من ...

... دوستت دارم حرمت بي حریم

سيد اميرحسين كلانتري

 

 

مبتلا(نسيمي كز بن آن كاكل آيو)

دوبيتيهاي باباطاهر

خواننده: استادمحمدرضا شجريان اجراي سال 1356 در گلبانگ(1)

دستگاه :ماهور

 

نسيمي كز بن آن كاكل آيو

مرا خوشتر زبوي سنبل آيو

چو شو گيرم خيالت را در آغوش

سحر از بسترم بوي گل آيو

بلا بي دل خدايا دل بلا بي

گنه چشمون چرا دل مبتلا بي

اگه چشمون نكردي ديده بوني

چه دونستي دلم خوبان كجا بي

دو چشمونت پياله پر ز مي بي

دو زلفونت خراج ملك ري بي

همي وعده كني امروز و فردا

ندونم مو كه فرداي تو كي بي

نسيمي كز بن آن كاكل آيو

مرا خوشتر زبوي سنبل آيو

چو شو گيرم خيالت را در آغوش

سحر از بسترم بوي گل آيو

 

دانلود تصنيف مبتلا

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 11:44  توسط ستایش  | 

تقديم به گل هميشه بهار زندگيم به مناسبت حلول سال نو:

 

 

آفتاب مهرباني سايه تو بر سر من

اي كه در پاي تو پيچيد ساقه نيلوفر من

با تو تنها با تو هستم اي پناه خستگيها

در هوايت دل گسستم از همه دلبستگيها

در هوايت پر گشودن باور بال وپر من باد

شعله ور از آتش غم خرمن خاكستر من باد

اي بهار باور من اي بهشت ديگر من

چون بنفشه بي تو بيتابم بر سر زانو سر من

بي تو چون برگ از شاخه افتادم

زرد و سرگردان در كف بادم

گر چه بي برگم گر چه بي بارم در هواي تو بيقرارم

برگ پاييزم بي تو ميريزم نو بهارم كن نوبهارم

اي بهار باور من اي بهشت ديگر من

چون بنفشه بي تو بيتابم بر سر زانو سر من

آفتاب مهرباني، شعر قيصر امين‌پور، صداي محمد اصفهاني

 

 

 

آسمان کبود يا بهارم دخترم

اجراي مرضيه (متولدتهران1304) در سال 1335

شاعر: فريدون مشيري (1379-1305)

آهنگساز: فرهاد فخرالديني (متولد تبريز 1316)

 

بهارم دخترم از خواب برخیز
شکر خندی بزن شوری بر انگیز
گل اقبال من ای غنچه‌ی ناز
بهار آمد تو هم با او بیامیز
بهارم دخترم آغوش وا کن
که از هر گونه گل آغوش وا کرد
زمستان ملال انگیز بگزشت
بهاران خنده بر لب آشنا کرد
بهارم دخترم صحرا هیاهوست
چمن زیر پر و بال پرستوست
کبود آسمان همرنگ دریاست
کبود چشم تو زیباتر از قوست
بهارم دخترم نوروز آمد
تبسم بر رخ مردم کند گل
تماشا کن تبسم های او را
تبسم کن که خود را گم کند گل
بهارم دخترم دست طبیعت
اگر از ابرها گوهر ببارد
وگر از هر گلش جوشد بهاری
بهاری از تو زیباتر نیارد
بهارم دخترم چون خنده‌ی صبح
امیدی می‌دمد در خنده‌ی تو
به چشم خویشتن می‌بینم از دور
بهار دلکش آینده‌ی تو

دانلود بهارم دخترم با صداي مرضيه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 9:4  توسط ستایش  |