مرا چشميست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی
نگارين گلشنش روی است و مشکين سايبان ابرو
هلالی شد تنم زين غم که با طغرای ابرويش
که باشد مه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو
رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هر دم
هزاران گونه پيغام است و حاجب در ميان ابرو
روان گوشه گيران را جبينش طرفه گلزاريست
که بر طرف سمن زارش همیگردد چمان ابرو
دگر حور و پری را کس نگويد با چنين حسنی
که اين را اين چنين چشم است و آن را آن چنان ابرو
تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زيرک بود حافظ در هواداری
به تير غمزه صيدش کرد چشم آن کمان ابرو
*دانلود آواز استاد محمدرضا شجريان، غزل حافظ، موسيقي فيلم دلشدگان، به کارگرداني مرحوم علي حاتمي (محصول 1372)

شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم
در طلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت بر اين سقف مصفا دلم
آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم
از طلب گوهر گويای عشق
موج زند موج چو دريا دلم
روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عيش و تماشا دلم
از دل تو در دل من نکته هاست
آه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم
ای تبريز از هوس شمس دين
چند رود سوی ثريا دلم
مولوي

آلبوم نسيم وصل
صداي همايون شجريان(متولد تهران31/2/1354)
تاريخ انتشار: 31/2/1382
تقديم به گل هميشه بهارم....
گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم
دانلود:
1. هواي گريه (سيمين بهبهاني)
2. نسيم سحر – آواز (غزل سعدي)
3. خانه سودا (مولوي)
4.عشق از کجا (مولوي)
5. حاصل عمر (رهي معيري)
6. دفتر دل (فريدون مشيري)
7. سکوت (فريدون مشيري)
8. نسیم وصل(رهي معيري)
به شب وصلت جانا(بتا) دیوانه شدم
به شمع رویت جانا پروانه شدم جانا پروانه شدم
به مه روی تو من جانا حیران و ماتم
ز غـم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم
به حـــــال مـــن نگر دلبر دلبر
زار و نزارم جانا زار و نزارم
شــــــــــــیدای توام ...... تاج سرم بیا به برم
رسوای توام ...... چـــــشم ترم بنشین به برم
عاشقم کردی جانا ...... دلـــــــم را بردی
به زلـــــــف سرکـــــجت ...... دلبر دلبر گم شده دلم جانا
گم شده دلم (خون شد جگرم)
به ماه عارضت دلبر دلبر ...... حـــــــــل کـــــــن مشکلم
جانا حل کن مشکلم

شنیدم ماهی ، وُ هم شاهی
میان دلبران ، بت صاحبدلان ، خدا
گفتم که غمخوارم شوی
جانم ، در روز جدایی
شمع شب تارم شوی
جانم ، ترسم که نیایی
نه دلم ، بردی تو
نه غمم ، خوردی
دلم آزردی ، به خدا
نادیدنِ رویت می کُشدم
آن سنبل مویت می کِشدم
دانلود تصنيف قديمي "شنيدم ماهي"

زدست محبوب
تصنيف قديمي ماهور
ز دست محبوب ندانم چون كنم
وز هجر رويش ديده جيحون كنم
يارم چو شمع محفل است
ديدن رويش مشكل است
سرو مرا (مني) پا در گل است
وان خط و خالش مايل است
يار من، دلدار من، كمتر تو جفا كن
يادي آخر تو ز ما كن
رفتم بر آن ماهرو
با او نشستم روبرو
گفتم سخنها مو به مو
يار من، دلدار من، كمتر تو جفا كن
يادي آخر تو ز ما كن
دانلود:
"زدست محبوب" صداي محمدرضاشجريان آلبوم "شب وصل" (اجراي 1376)
"زدست محبوب" صداي محمدرضا و همايون شجريان آلبوم "آهنگ وفا" (کنسرت هشتگرد1378)

من بودم و دوش آن بــت بنــــده نواز
از من همه لابه بود و از وي همه ناز
شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد
شـب را چــکـنم حـديـــث ما بود دراز ...
مولانا
"زلفاي يارم بي نظيره" موسيقي محلي، صداي مليحه سعيدي

یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار
گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ
بیند خطای خویش و نبیند خطای یار
یار از برای نفس گرفتن طریق نیست
ما نفس خویشتن بکشیم از برای یار
یاران شنیدهام که بیابان گرفتهاند
بیطاقت از ملامت خلق و جفای یار
من ره نمیبرم مگر آن جا که کوی دوست
من سر نمینهم مگر آن جا که پای یار
گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست
ما را به در نمیرود از سر هوای یار
بستان بی مشاهده دیدن مجاهدست
ور صد درخت گل بنشانی به جای یار
ای باد اگر به گلشن روحانیان روی
یار قدیم را برسانی دعای یار
ما را از درد عشق تو با کس حدیث نیست
هم پیش یار گفته شود ماجرای یار
هر کس میان جمعی و سعدی و گوشهای
بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار
سعدی

روز ازل
آهنگساز: مرتضی محجوبی(1344-1279)
شاعر: محمد حسن رهی معیری(1347-1288)
دستگاه: مخالف سه گاه
اجرای اول: غلامحسین بنان(1364-1290) سال 1337 در برنامه "گلهای رنگارنگ" رادیو ایران، برنامه شماره 216ب، به مدت 6دقیقه و 45ثانیه
اجرای دوم: غلامحسین بنان سال 1340 در برنامه "یک شاخه گل" برنامه های شماره 76 و 90
اجرای سوم: مرضیه(متولد تهران1304) سال 1342 در برنامه گلهای رنگارنگ، برنامه شماره195
اجرای چهارم: محمدرضا شجریان سال 1375 ، کنسرت دوبی
من از روز ازل، ديوانه بودم
ديوانه روي تو، سرگشته کوي تو
سرخوش از بادهي، مستانه بودم
در عشق و مستي، افسانه بودم
* * *
نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موي تو، تار و پود من
* * *
بيباده مدهوشم ~ ساغر نوشم ~ ز چشمه نوش تو
مستي دهد ما را ~ گل رخسارا! ~ بهار آغوش تو
چو به ما نگري ~ غم دل ببري ~ کز باده نوشين تري
* * *
سوزم همچون گل، از سوداي دل
دل، رسواي تو، من رسواي دل
* * *
گرچه به خاک و خون ~ کشيدي مرا ~ روزي که ديدي مرا
باز آ که در شام غمم ~ صبح اميدي مرا ~ صبح اميدي مرا
دانلود "من از روز ازل":
هر شب
خاطراتت را
به مهرباني
به سينه مي فشارم
به مانند مادري
که
کودکش را به آغوش مي کشد ...
هر شب
خاطراتت را
به گرمي
لمس مي کنم
به مانند
اولين برخورد
بين دو عنصر
عاشق و معشوق ...
داغ مي کنم
آتش مي گيريم
پَر سوخته مي شوم
صبحهنگام
دور از جنازه سوخته ام
دو دست مرا ميابند
پُر از خاطرات ...
كفشهایم كو،
چه كسی بود صدا زد: سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
ومنوچهر و پروانه، و شاید همه مردم شهر
شب خرداد به آرامی یك مرثیه از روی سر ثانیهها
میگذرد
و نسیمی خنك از حاشیه سبز پتو خواب مرا میروبد
بوی هجرت میآید
بالش من پر آواز پر چلچلههاست
صبح خواهد شد
و به این كاسه آب
آسمان هجرت خواهد كرد
باید امشب بروم
من كه از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت كردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
كسی از دیدن یك باغچه مجذوب نشد
هیچكس زاغچه ای را سر یك مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یك ابر دلم میگیرد
چیزهایی هم هست، لحظههایی پر اوج
(مثلاً شاعرهای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود كه در چشمانش
آسمان تخم گذاشت
و شبی در شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟)
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را كه به اندازه پیراهن تنهایی من
جا دارد، بردارم،
و به سمتی بروم
كه درختان حماسی پیداست،
رو به آن وسعت بی واژه كه همواره مرا میخواند
یك نفر باز صدا شد: سهراب!
كفشهایم كو؟
"صداي پاي آب"، سروده جاويدان سهراب سپهري با صداي خسرو شکيبايي
مي نوش که عمر جاوداني اين است
اجراي محمد رضا شجريان
صداي احمد شاملو
موسيقي از فريدون شهبازيان
اشعار خيام
من بی می ناب زيستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گويد
يک جام دگر بگير و من نتوانم
می نوش که عمر جاودانی اين است
خود حاصلت از دور جوانی اين است
هنگام گل و باده ست و ياران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اينست
حال خونین دلان که گوید باز
و از فلک خون خم که جوید باز
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
جز فلاطون خم نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز
گرد بیت الحرام خم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز
حافظ
"شب تار" صداي محمد اصفهاني
آمان
شاعر: عارف قزويني
صداي محمد رضا شجريان(متولدمشهد1319) اجراي سال 1362 به همراهي گروه اساتيد موسيقي ايران
ای آمان از فراغت آمان
مُردم از اشتیاقت آمان
از که گیرم سراغت آمان
آمان آمان آمان آمان
چشم لیلی چو بر مجنون شد
دل ز دیدار او پر خون شد
خون شد از راه دل بیرون شد
آمان آمان آمان آمان
مژده ای دل که جانان آمد
یوسف از شهر کنعان آمد
در چمن مرغ خوشخوان آمد
آمان آمان آمان آمان
عارف و عامی از می مستند
عهد و پيمان به ساغر بستند
پای خم توبه را بشکستند
آمان آمان آمان آمان ( آمان آمان آمان آمان)
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی در بند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدام است، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شرار
بیمار خنده های توام! بیشتر بخند، بیشتر بخند!
خورشید آرزوی منی! گرمتر بتاب! گرمتر بتاب!
"اشتیاق" صداي عليرضا قرباني، ارکستر ملي به رهبري فرهاد فخرالديني
"واويلا" موسيقي محلي لرستان، صداي سيما بينا
"عزيز بنشين به کنارم" صداي سيما بينا، اجراي فرانکفورت

"پر کن پياله را" يا "جادوي بي اثر"
شاعر: فريدون مشيري (تهران1379-تهران1305)
آهنگساز: فريدون شهبازيان (متولد تهران1321)
دستگاه: ماهور
صداي محمدرضا شجريان(متولدمشهد1319) اجراي سال 1354در برنامه گلهاي شماره77
پر كن پياله را
كين آب آتشين
ديري است ره به حال خرابم نميبرد
اين جامها -كه در پي هم ميشود تهي-
درياي آتش است كه ريزم به كام خويش
گرداب ميربايد و آبام نميبرد
من با سمند سركش و جادويي شراب
تا بيكران عالم پندار رفتهام
تا دشت پرستاره انديشههاي گرم
تا مرز ناشناختههاي مرگ و زندگي
تا كوچه باغ خاطرههاي گريزپا
تا شهر يادها
ديگر شراب هم جز تا كنار بستر خوابم نميبرد
هان اي عقاب عشق
از اوج قلههاي مهآلود دور دست
پرواز كن تا به دشت غمانگيز عمر من
آنجا ببر مرا كه شرابم نميبرد
آن بيستارهام كه عقابم نميبرد
در راه زندگي
با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي
با اين كه ناله ميكشم از دل كه "آب... آب"
ديگر فريب هم به سرابم نميبرد
ديگر فريب هم به سرابم نميبرد
پر كن پياله را
...